جمال الدين محمد الخوانساري
30
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
كند بهمهء مردم وبهيچ كس بدى نكند واين معنى مخصوص جمعى خاص كه غرضى بخصوص ايشان تعلّق گرفته باشد نباشد . 1700 الشّجاعة نصرة حاضرة وفضيلة ظاهرة . شجاعت يارى است حاضر آماده يعنى يارى كننده است از براي صاحب خود كه هميشه حاضر است نزد أو وفضيلت وبرترى است ظاهر وآشكارا ودر بعضي نسخهها « قبيلة » بدل « فضيلة » واقع شده وبنا بر اين مراد اين است كه شجاعت بمنزلهء قبيله است آشكارا كه يارى اين كس كنند ونسخهء اوّل ظاهرتر است . 1701 العلم وراثة كريمة ونعمة عميمة . علم ميراث بردنى است گرامى زيرا كه هر كه را علم باشد در حقيقت آن را ميراث برده از أنبياء وأوصياء وساير علماء ونعمتي است عام كه اثر آن بسيارى مردم برسد . 1702 الانصاف يرفع الخلاف ويوجب الايتلاف . انصاف يعنى عدل ودادگرى زايل ميكند مخالفت مردم را وباعث الفت ايشان مىشود بصاحب آن . 1703 التّقوى جمّاع التّنزّه والعفاف . ترس از خدا بسيار جمع كننده وفرآهم آورندهء پاكيزگى در پرهيزگارى است مراد به « پاكيزگى » همان پرهيزگارى است كه پاكيزگى از گناهان است يا پاكيزگى لباس ووضع وساير أسباب اين كس است وبنا بر اين پرهيزگارى تأكيد سابق نخواهد بود . 1704 العدل رأس الايمان وجمّاع الاحسان . عدل ودادگرى سر ايمان واشرف اجزاى آن است وگرد آورندهء نيكوئى است يعنى باعث اين شود كه نيكوئى كار در صاحب آن جمع شود .